Sunday, January 29, 2006
Thursday, January 26, 2006
As is shown in the writings of Hume, our a priori concepts, in
reference to ends, abstract from all content of knowledge; in the study
of space, the discipline of human reason, in accordance with the
principles of philosophy, is the clue to the discovery of the
Transcendental Deduction. The transcendental aesthetic, in all
theoretical sciences, occupies part of the sphere of human reason
concerning the existence of our ideas in general; still, the
never-ending regress in the series of empirical conditions constitutes
the whole content for the transcendental unity of apperception. What
we have alone been able to show is that, even as this relates to the
architectonic of human reason, the Ideal may not contradict itself, but
it is still possible that it may be in contradictions with the
employment of the pure employment of our hypothetical judgements, but
natural causes (and I assert that this is the case) prove the validity
of the discipline of pure reason. As we have already seen, time (and
it is obvious that this is true) proves the validity of time, and the
architectonic of human reason, in the full sense of these terms,
abstracts from all content of knowledge. I assert, in the case of the
discipline of practical reason, that the Antinomies are just as
necessary as natural causes, since knowledge of the phenomena is a
posteriori.
Wednesday, January 25, 2006
Tuesday, January 24, 2006
Monday, January 23, 2006
داشت از روی پل عابر رد میشد؛
صدای ترمز ماشین میاد؛
صدای یه فریاد؛ یه جیق؛
صدا Mp3 player اشو زیاد میکنه:
MotorbreathThe sign of living fast
It is going to take
Your breath away
"خوب باید از روی پل رد میشد"
و به راهش ادامه میده
امیدم به خدا بود و آمار پاس شد. دیدید چقدر خدا قوییییه. ابوالفضل حقا نگهدارش باشه
Sunday, January 22, 2006
سناریوی اول
توی پیاده روی انقلاب دارم میرم و فکرم مشغوله اینه که آمار بلاخره پاس میشم یا نه. حواسم اونجاس که یه دختر جوونی(۲۰~۱۹ ساله) میاد و پام و له میکنه. بر میگرده و چپ چپ نیگا میکنه. منم تو صورتش نگا میکنم و خندم میگیره....
سناریو مقابل
توی پیاده روی انقلاب دارم میرم و فکرم مشغوله اینه که ببینم کی نمره اول آمار شده و نمرش چقدر از من بیشتره. حواسم اونجاس که یه از این پسرای از خود راضی(۱۹~۲۰ ساله) میاد و پام و له میکنه. بر میگرده و چپ چپ نیگا میکنه. منم تو صورتش نگا میکنم. خواستم بهش فوش بدم ولی کلی جلوی خودم روگرفتم. چقدر اینا بیشعورن!! من که میدونم برا چی اومد پامو له کرد. انگار سرنوشت همه ما همینه.
تا حالا دیده بودی که جایی بگن چون پسرها تو کنکور قبولی کمتری دارن ضعیفترن و باید براشون سهمیه گذاشت؟؟خوشبختانه من هنوز ندیدم!ولی تو بلاگ یکی از این فمنیستها خوندم که به خاطر شرایط بد اجتماعی دختران در جامعه ما و ضعف عمومیشون تو بعضی درسا باید ازشون تو کنکور حمایت بشه... مثلا الآن از حقوق زن دفاع کردن ایشون
Friday, January 20, 2006
بیخود نیست انشتین میگفت "دو چیز حد نداره، فضا و حماقت. البته در مورد فضا چندان مطمئن نیستم !"
میخواستم برای اینکه نشون بدم استفاده از سیستمعامل در زبان مادری اصلا جواد نیست چند تا لینک بدم به چند تا Developer برای Gnome که داشتن تو زبان خودشون کار میکردن. حتی یکیشون پروژه دکتراشو داشت تو لینوکس با زبان مادری انجام میداد. بعد فهمیدم چرا میگن لینوکس فارسی جواده. به همون دلیلی که من دنبال یه نفر خارجی میگشتم تا نشون بدم که این کار اصلا جواد نیست. بهش چی میگید؟
Wednesday, January 18, 2006
وقتی آخرین آدامسته و خودت آدامس میخوای اگه یکی از دوستات بهت بگه آدامس بده بهش میدی؟
وقتی یکی از دوستات بیاد و بگه ۵ تا آدامس داری بده بهش میدی؟
یه بسته ریلکس ۲۴ تا آدامس داره (احتمالا)
به هیچ کس متکی نباش! حتی شما دوست عزیز. از ۴ تا برنامه یکیشو از یه بزرگتر گرفتم مثلاً. همون کار نکرد. وقتم داشتم خودم بنویسم ولی ....
وقتی یه برنامه سخت مینویسم روحم شاد میشه. شبیه مازوخیسم نیست این؟
-سلام دوست عزیز!!!
-سلام. شما؟؟
-اصلا مهم نیست. یه لحضه بیا!
Tuesday, January 17, 2006
ساعت ۵ صبحه. باید پرژه ساختمان داده مینوشتم. ولی اصلا حوصلهاش رو ندارم. همش هم تقصیر این تابش و مشایخه. وقتی آدم ۲ ترم برنامه ننوشت تنبل میشه. مخصوصا وقتی که هیچ موضوع پرژه هم مهیج نیست. دایکسترا رو که ترم پیش تابش درس داده آخه شد پروژه؟به سرم زد پروژه اش رو یه برنامه بنویسم که بر اساس لینک بلاگها به هم بیاد گراف بلاگها رو [با کمک Graphlab:D] رسم کنه. بعدم بر اساس لینکها اونایی که نزدیک ترن رو نزدیکتر بکشه. کلی باحال میشد. ولی وقتی استاد مشایخه؟؟؟
Sunday, January 15, 2006
Saturday, January 14, 2006
از لابهلای خشتهای دیوارم *Cat-5 ی به داخل نفوذ کرده که اگر نبود شاید تا به حال دیوار خراب میشد. شاید روی سر من. شاید روی سر خودش. شاید به بیرون.
نتیجه اخلاقی: تا Dial-up هست زندگی باید کرد.
Cat-5: نوعی سیم شبکه
چه حالی میده هر پست آدم با یه فونت باشه.D:
بعضیها سرعت نوشتنشون بیشتر از سرعت خوندن منه. در نتیجه حالش نیست آرشیوشون رو تموم کنم. ولی وقتی آرشیو یکی رو از ۴ ۵ سال پیش تا حالا میخونی چه حالی میده. چند دقیقه میزنی دونلود شه و بعد به صورت پایین خط میشینی و از ترس از آیندهای که گذشته و میدونی چی میشه میخونی.
تا Fade to Black هست زندگی باید کرد و این یعنی پارادوکس
فعلا بسه
Wednesday, January 11, 2006
حاج سروش ابوالنول (AL-NULL) در کتاب مجمع الخزابل و الگلاوژ خود نقل میکند که روزی شیخی در حلقهی مریدانش در باب معرفت قرآن در حال دُرفِشانی بود ؛ مریدی پرسید : »یا شیخ! عاشق دلبری شدم که هر چند از زیبایی بهره چندانی نبرده, درزی خوبیست. مانده ام که چه کنم!«
شیخ نعرهای از حیرت برکشید و آشفته به سماع درآمد و به آواز خواند :»اونی که خشگله خِــیاطی بلد نیست«
(گویند شیخ ته لهجهای کاشی داشته و بدین طریق در دل عنودان هراس و دهشتی غریب بر می انگیخته)
نتیجه سیاسی: ما حالا چی کار کنیم با این رئیس جمهور دولت ۲۰ میلیونی؟ (حکما در حیرتند که از چه رو این بابا حتی خیاطی هم نمی داند)
نتیجه اخلاقی: همه یا خوشگل باید باشن یا هنرمند.
Pink Floyd - Mother
Mother do you think they'll drop the bomb?
Mother do you think they'll like this song?
Mother should I build a wall?
Hush now baby, baby don't you cry
Mama's gonna make all of your nightmares come true
Mama's gonna put all of her fears into you
Mama's gonna keep you right here under her wing
She won't let you fly but she might let you sing
Mama's gonna keep baby cozy and warm
Oo, babe, oo babe, oo babe
Of course mama's gonna help build the wall
Mama's gonna check out all your girlfriends for you
Mama won't let anyone dirty get through
Mama's gonna wait up till you get in
Mama will always find out where you've been
Mama's gonna keep baby healthy and clean
Oo, babe, oo babe oo babe
You'll always be a baby to me
Mother, did it need to be so high???
Sunday, January 08, 2006
دارم پست جدید بلاگ رسمی Google رو میخونم. یه بسته از نرمافزار داده Google امروز که میگه همه برنامههایه ضروری توش هست. چند تاش رو هم نوشته: Firefox ( آدم عاقل که IE مصرف نمیکنه) Norton Antivirus (به هر حال هر Windows چند تا virus رو داره دیگه) چند تا برنامه ای که google برایFirefox داده و... . یه لینکم داده که برید دانلود کنید. منم گفتم برم ببینم چه برنامه های رو گذاشته که این صفحه رو دیدم
Google Pack is not available in your country
Thank you for your interest in the Google Pack; unfortunately, it is not currently available in your country.
اولین بار نیست از اینا میبینم ولی احتمالا این جزو اولیاشه. شاید از فردا خوده گوگل هم که میزنی بگه :”دسترسی ترورست ها به این سایت ممنوع" آخه مگه من چه گناهی کردم . اگه از مردم و این ملت خوشم میاومد باز یه چیزی. الآن تو اینجا موندم و از اونجا رونده و یه روزی هم شاید برعکسشه





