Saturday, December 31, 2005
Friday, December 30, 2005
Thursday, December 29, 2005
Funny Quotes 2
Programming today is a race between software engineers striving to build bigger and better idiot-proof programs, and the universe trying to build bigger and better idiots. So far, the universe is winning.
Pascal keeps your hand tied. C gives you enough rope to hang yourself.
C++: where friends have access to your private stuff.
C++; /* this makes C bigger but still returns the old value */
bug, n: An elusive creature living in a program that makes it incorrect. The activity of "debugging", or removing bugs from a program, ends when people get tired of doing it, not when the bugs are removed
If debugging is the process of removing bugs, then programming must be the process of putting them in.
Wednesday, December 28, 2005
Funny Quotes
I want to die peacefully, in my sleep, like my grandfather, not screaming, terrified, like his passengers. (این مخصوص برای اونایی که ممکنه بخوان سوار ماشین من شن:D)
Yeah, Windows is great... with out it, how the hell would I download Linux?
Which is worse: Ignorance or Apathy? I don't know and I don't care!
In God we Trust -- all others must use a Digital Certificate.
Fer sail cheep, Windows spel chekcer, wurks grate.
As a systems admin never say "Ooops!", instead say "Hmmm, interesting!".
Don't steal. The government hates competition.
Keyboard not found. Press F1 to RESUME
When Roman engineers built a bridge, they had to stand under it while the first legion marched across. I am very happy that it is not the case for programmers.
Monday, December 26, 2005
Some fun
برنامه VMWare رو تا حالا دیدید؟ کارش اینه که یک کامپیوتر مجازی رو روی کامپیوترت شبیه سازی کنه. کاربرد هم داره. مثلا برنامههای مشکوک رو میشه به صورت کاملا جدا ازسیستم خودت روشون اجرا کنی. یا وقتی از یه سیستمعامل واقعی لذت میبری کل Windows رو تو یه Window که مانیتور کامپیوتر مجازیته داشته باشی.
ایده اصلی اینه که CPU توسط خود CPU شبیه سازی شه.
خوب حالا فرض کن بخواهیم به یک موضوع فکر کنیم. ولی نمیخواهیم خودمون این کار رو انجام بدیم. چون مثلا میخواهیم بدونیم اگر یک سری اطلاعات رو نداشتیم چهجوری فکر میکردیم. یا روی یک موضوع فکر کنیم ولی ممکنه نتایجش برامون خوشآیند نباشه و فقط در شرایط خاصی بخواهیم از جواب مطلع شیم. یک راهش کمک گرفتن از یک دوسته که همیشه ممکن نیست. راه دیگش شبیه سازی یک مغز مجازی و موقته. الان Perceptron که سادهترین نوع شبکه عصبیه رو شبیه سازی کردم و میتونه یه سری Pattern رو گروه بندی کنه ولی هنوز شبکه قرنطینه نیست و تا یک مغز کامل با ساختاری ناشناخته خیلی فاصله داره.
All wirk and no p lay makse jack a dull boi.:D
Saturday, December 24, 2005
NoName!
یه کار کردن که وقتی میخوای به کسی کمک کنی انقدر مشکل احتمالی هست که آخر پشیمون شی.
خود طرف چی فکر میکنه؟ نکنه پای خودت گیر کنه؟ نکنه....۱
Friday, December 23, 2005
New Blogs
:D
Thursday, December 22, 2005
Robocup, Pros, Cons
پس از گذشت ۳ ماه کار نفس گیر و بیوقفه در Robocup (در حال حاضر سقف اینجا مطمئنه) تجربیاتم را برای آیندگان مینویسم تا بخوانند وعبرت بگیرند:
-۱ مشکل اینه که قرار بود روبوکاپ مکانی برای انجام کار علمی باشه اما به دلیل مسائل خارجی(مشخص نبودن نحوه برگزاری مسابقات) هنوز کاراصلی شروع نشده و از بزرگترین مزیت روبوکاپ تا حالا بهرهای نبردیم.
-۲ بعد از سه ماه کار تکراری و کم ارزش حوصله من و سعید سر رفته
-۳ قابل مقایسه با ACM نیست. حتی با این مشکلات من حوصله تمرین ACM حل کردن رو ندارم. یه سری تمرین که هر کدوم به تنهایی میتونن حوصلهی آدم رو سر ببرن.
Feedback From MySelf!
بعد نوشتن حجم زیادی اراجیف این انتقادات و پیشنهادات به دستم رسید:
۱) اگر معنی لغت یا اصطلاحی رو بلد نیستی ازش استفاده نکن! ممکن معنی خوبی نداشت باشه.
۲) مگه خودت نگفتی از سبک شعر هندی بدت میاد. پس چرا خودت هندی شعر میگی؟
Tuesday, December 20, 2005
The Shining
All work and no play makes jack a dull boy.
All work and no play makes jack a dull boy.
All work and no play makes jack a dull boy.
All work and no play makes jack a dull boy.
All work and no play makes jack a dull boy.
Monday, December 19, 2005
Kill Them ALL:D
Saturday, December 17, 2005
Question 2:
یعنی فکر میکنم فکرم سالم باشه.
یعنی فکر میکنم فکر میکنم فکرم سالمه....
نتیجه اخلاقی: فکرم سالم نیست.
نتیجه سیاسی: فکر میکنم
Friday, December 16, 2005
Wind
I have to turn my head until my darkness goes
Rolling Stones (With Some Change)
Thursday, December 15, 2005
Boring!
Wednesday, December 14, 2005
Little Leak !
واقعا نمونه خوبی. من نمیدونم چرا ازش استفاده نمیکنن. یکی از مشکلات در سیستم آموزش ما اینه که دانشآموز از ترس اینکه حرفش خنده دار باشه سؤال نمیکنه. وقتی ما رییس جمهوری داریم که کل دنیا به بند کفش(یا دمپایی) چپش هم نیست و با اینکه میدونه حرفاش چه قدر احمقانهان (اینم خودش تو یکی از سخنرانیهاش گفتع) بازم جلوی هزاران نفر با این اعتماد به نفس (و بعضی اوقات با حالات روحانی خاص ) حرفاشو میزه , چرا باید دانشآموزای ما سؤالاشون رو از خجالت یا ترس نپرسن؟؟؟
FAQzz!
نمیدونم چرا هر کس با یکی دعواش میشه میخواد Pass یارو رو در بیاره میاد سراغ من. به کجای من میخوره خراب کاری. منظورم اینه که انقدر تابلو ام؟؟D:
حالا قرار شد که منم روشهایی که بلدم رو اینجا بنویسم به شرط اینکه بقیه هم روشاشونو یاد بدن:
-۱ “Pass وده ؛ Passe زور وَده...”
-۲ اعتماد : به یارو اول یه Pass میدی میگی مثلا الان من اینترنتم قطه برو میلم رو چک کن ولی قبلش هم میل رو چک میکنی که توش چیزی نباشه (; بعدم رمز رو عوض میکنی. میتونی منتظر شی تا طرف گول بخوره بعد Pass اشو بهت بده.( البته این که تو منتظری دلیل نمیشه که رمزشو بهت بده)
-۳ Brute Force :اینم هست. اگه میتونی نیمه پر لیوانی رو که توش فقط چند ملکول بخار آب هست ببینی میتونی از این روش هم استفاده کنی. روزی ۲۰ تا رمز رو از لیست رمز های ممکن حذف کنی از اونجایی که حد بالای رمز یاهو معلومه پس از مدتی محدود اگر و تنها اگر رمز عوض نشه میتونی رمزشو پیدا کنی. ( تو میتونی)
-۴ التماس: اگر طرف از بهره هوشی منفی رنج نمیبره این رَوِش رو رووش آزمایش نکن. چون نه تنها Pass رو بهت نمیده میفهمه دنبال رمزشی و کار سخت تر میشه.
-۵ Key logger: این روش که تنها روشی که یه آدم عاقل میتونه برای به دست آوردن رمز استفاده کنه و منم بلدم؛ متاسفانه خوبم کار میکنه. یه سری جواب داده. D:
فکرشو میکردی اینهمه انتخاب داشته باشی برای یه رمز دزدی؟؟ آدم گیج میشه واقعاً
Tuesday, December 13, 2005
Friends Will Be Friends
به نظر میاد نیما هم مرده و اشتباها بردنش بیمارستان. خوشبختانه زیاد جدی نیست و به زودی بر می گرده.
شما نَت رو میشناسین؟ اونایی که یکم شبکه یا کلی لینوکس بلدن میشناسنش.
عید شما مبارک؟
Sunday, December 11, 2005
DS
نمره ساختمان داده رو دادن
چند دقیقه ناراحت بودم
بعد به نکات مثبتش پی بردم
اول: اخرین نفری که تو رشته مون قبول شده طبق کارنامه من بودم
دوم: از ۳۸ تا ۰ فاصله هنوز خیلی زیاده
سوم: دیگه کسی نمیتونه برات کلاس بذاره که مشایخ نمرم رو کم داد و گر نه من...
چهارم: هنوز میان ترم و تا پایان ترم وقت زیاده
پنجم: تریپ دِپرِژِن هم کلاس خودشو داره ...
ششم: یکی از دوستان گفت: "من دیدم نمرم ۲ نمره بیشتر شده شرمنده شدم”. خندم گرفت.
زندگی زیباست
p.s.: نمرات از ۶۰ بود
Saturday, December 10, 2005
Friday, December 09, 2005
An Advise!
3 Gifts
اول آزادی بیان
دوم آزادی اندیشه
سوم آگاهی لازم و کافی برای اینکه از اینا استفاده نکنیم
Wednesday, December 07, 2005
Monday, December 05, 2005
Politics?
یه زمانی از بحث سیاسی خوشم نمیاومد. نمیدونم که اونایی که بحث میکردن رو درک نمیکردم یا اونا چرت و پرت میگفتن. ولی الآن کلی فرق کرده. خیلی خوشم میاد از بحث سیاسی. با این اوضاع بحثای سیاسیه روز بیشتر طنزه. هر دفه که یه بحثی میشه کلی میخندم. فقط دلم برا سعید میسوزه. هنوز دفاع میخواد بکنه
Saturday, December 03, 2005
Dep Revolution
Friday, December 02, 2005
ACM, Dep, Wish 10
Thursday, December 01, 2005
ACM, Dep, Wish
امسال مسابقات بدون من برگذار میشه!!! فکرشو بکن!
They tried to shut me down on ACM
But Doesn't it feel so empty without me
So... :D
خوبیش اینه که تیما بهتر شدن حالا. مثلا جای من نیما اومده که خوب بیشتر بارشه جای شاهینم سجاد میره که مسلما بیشتر بارشه D: و امید به نتیجه آبرومندانه در این دوره خیلی بیشتره.مخصوصا که آقا صابرم از پارسال بیشتر بارشه. برای همه تیمهای CS آرزوی موفقیت میکنم. فقط سال بعد منم با خودتون ببرید :(( (JK)
Question 2:
یعنی فکر میکنم فکرم هنوز سالمه.
یعنی فکر میکنم فکر میکنم فکرم سالمه...
من مخم تاب نداره؟؟؟؟
Tuesday, November 29, 2005
One More Weeee!
بلاخره نوبت رسید به وقت کشی. همش تا میاومدم یکی جدید پست کنم یه چیزی بلاخره اتفاق میافتاد که پست نکنم.
اینم یه سایته که مردم میرن ثبت نام میکنن بعدش میگن میخوان چی کار کنن. بعد بقیه که معمولا نمیشناسیشون میتونن این کارا رو بکنن:
۱) میتونن بگن اِ اِ اِه چه خوب منم دوست دارم از این کارا بعد به لیست کسایی که میخوان اون کارو بکنن اضافه شن.
۲) میتونن وقتی اون کارو کردن نظر بدن که حالا راضی هستی این کارو کردی یا نه؟ خوش گذشت؟
۳) میتونن تجربیات و نظراتشون رو بهت بگن ...
چیز جالبیه . خیلی جای وقت کشی داره؛ خوش باشید
Sunday, November 27, 2005
Self Censorship
در هر دو صورت کامنتام به درد بلاگت نمیخوره
یکی می گفت حرفای بچه ها رو جدی. به قولی خین خودتو کثیف نکن. ولی
Take from me ‘till everything is gone
Saturday, November 26, 2005
شب, تَق تَق , کویر
یه وقتایی گذاشته بودن برای تنهایی. هم تنهاییش خوب بود هم با هم بودناش
مافیا بازی کردیم, چند تا بازی مخصوص کویر هم یاد گرفتم, اونا هم خوب بودن
فقط این پسره یکم مثل همیشه سرد بود. مثل شنهای صبح کویر که نمی شد حتی لمسشون کرد
Thursday, November 24, 2005
From the Inside-01
Or do I trust nobody and live in loneliness?
If I hide my pride and let it all go on then they’ll
Take from me ‘till everything is gone
If I let them go I’ll be outdone
But if I try to catch them I’ll be outrun
Wednesday, November 23, 2005
Monday, November 21, 2005
For The Outsiders
دو جور میتونی با کسی که ازت باسواد تره برخورد کنی. میتونی مسخرش کنی. اونوقت فکر میکنی ارزش سواد طرف اومده پایین و حالا مساوی شدید. میتونی هم اگه علاقه داری ساکت بشینی کنارش وازش یاد بگیری یا اینکه اگه دوست نداشتی حداقل دهن گشادت رو ببندی و یه کم واقع بین باشی! مثل کاری که من پیش رضا انجام میدم. هم تو دبیرستان هم الان. کلی چیزم ازش یاد گرفتم. هنوزم کلی چیز مونده که ازش یاد بگیرم. ولی یادمه جوونیا وقتی از یه چیزی خوشم میاومد ولی بلد نبودم و یکی بلد بود کارای کثیفی انجام میدادم D:. البته دیگه مدتهاس که از اون کارا نکردم.
حالا؛ شاید فکر کنی مغرورم. خوب شایدم هستم! ولی احساسم اینه که در مجموع ازاکثرهم دورهایها (احساس واقعیم همه هم دورهایهاس ولی ..D:) و خیلی از سال بالاییها بیشتر کامپیوتر بلدم(البته هنوزپیش خیلیها ساکت میشینم و نگاه میکنم) حالا میخوای مسخره کن؛میخوای بیا اینجا بشین نگاه کن...
Saturday, November 19, 2005
Calc 2 - Take 2:
این ترم هم ریاضی دو. همون سناریویه دراماتیک.اول ترم گفتم دیگه این ترم ریاضی ۲ رو مثل آدم پاس کنم. نشد. هر چند به طور غیر منتظره و تحیر برانگیزی سر همه کلاسا بدون غیبت بودم و حتی حتی حتی جزوه هم نوشتم (فکرشو بکن ! آخرین باری که جزوه مینوشتم سال ۲ دبیرستان بود) حتی یه تمرین هم حل نکردم. امیدوارم به برداشت سوم نرسه
Friday, November 18, 2005
gOOOOOOgle
شما میدونید گوگل داره چی کار میکنه؟ من که هنوز نفهمیدم. تنها سرویسیش که ازش وپول در میاره Adword که چند تا نوشته کنار سایتش تبلیغ میکنه.[تازه میةونی تبلیغات از گوگل بگیری و پولم در بیاری. اونم مجانیه. فقط وقتی پول در میآری که بازدید کنندههات وارد سایتایی بشن که google بهشون Link داده] . در عوض تو هرروز یه سرویس جدید میده که تا آدم باور نمیتونه بکنه که جدیه. اولیش سرویس Gmail بود که به همه فکر کردن شوخیه. مخصوصا که خودشونم تو روز اول آپریل اعلام کردن این سرویس رو. از اون به بعد ولی دیگه وقتی میخونم که گوگل سرویس جدیدی ارایه داده باور میکنم. آخریاش مثلا سرویس Google Base بود(دیروز اعلام کرد) .میذاره اطلاعاتتو با یه FTP شخصی بذاری تو سایتشون. تازه برات اونا رو قابل جستجو میکنه. مجااانی. قبلا یه FTP میخواستی بگیری با یه حجم کم کلی پول باید میدادی. امروز خوندم که یه نرمافزار( البته همراه شرکتش و تمام دم و دستگاش) خریده. برنامه اجازه شناسایی افراد از روی عکس رو به کاربر میداده. فقط $40,000,000. کی میدونه گوگل داره چی کار میکنه؟ کاش منم میدونستم. ولی مشکوک میزنه. البته هنوز توسط گوگل خبر این نرمافزار تایید نشده. اینم اون نرمافزاره(البته یه سایته که از اون برنامه استفاده میکنه).
Wednesday, November 16, 2005
Computer Science
Tuesday, November 15, 2005
From the Inside-00
نمیدونم! شاید اصلا نمیشه آدم همیشه خودش باشه. شاید! ولی باز خوش به حال اونا. حداقل یه جا پیدا کردن که خودشون باشن. من اینجا هم نیست. کاش یه جایی داشتم که مال خودم بود. بعدم هر کیو که میخواستم راه میدادم. ولی کیو میتونستم راه بدم؟من از تنهایی خوشم نمیاد.
Monday, November 14, 2005
Still Got Some Time To Kill?
هنوز هم وقت اضافه داری؟ یا میخوای ببینی که ۱۰۱ راسته؟ به هر حال این روش برای اونایی که دیگه رسما علافن .یه extension برای firefox .مثل اینکه برای Internet Explorer هم ولی یه ورژن داره. خیلی هم سادهاس کارش. وقتی نسبش کردی میپرسه به چه موضوعاتی علاقه داری بعدش یه دکمه بالای پنجره browser اضافه میکنه که هر وقت بزنیش یه سایت random برات میآره. بعدشم میتونی بگی که خوشت اومد از سایته یا نه که دفعهای بعد سایتهایی که میآره بیشتر مربوط به سلیقت باشه.راستی! اسمش هم Stumble Upon ه.
Sunday, November 13, 2005
Interview with God
I dreamed I had an interview with God.
“So you would like to interview me?” God asked.
“If you have the time” I said.
God smiled. “My time is eternity.”
“What questions do you have in mind for me?”
“What surprises you most about humankind?”
God answered...
“That they get bored with childhood,
they rush to grow up, and then
long to be children again.”
“That they lose their health to make money...
and then lose their money to restore their health.”
“That by thinking anxiously about the future,
they forget the present,
such that they live in neither
the present nor the future.”
"That they live as if they will never die,
and die as though they had never lived.”
God’s hand took mine
and we were silent for a while.
And then I asked...
“As a parent, what are some of life’s lessons
you want your children to learn?”
“To learn they cannot make anyone
love them. All they can do
is let themselves be loved.”
“To learn that it is not good
to compare themselves to others.”
“To learn to forgive
by practicing forgiveness.”
“To learn that it only takes a few seconds
to open profound wounds in those they love,
and it can take many years to heal them.”
“To learn that a rich person
is not one who has the most,
but is one who needs the least.”
“To learn that there are people
who love them dearly,
but simply have not yet learned
how to express or show their feelings.”
“To learn that two people can
look at the same thing
and see it differently.”
“To learn that it is not enough that they
forgive one another, but they must also forgive themselves.”
"Thank you for your time," I said humbly.
"Is there anything else
you would like your children to know?"
God smiled and said,
“Just know that I am here... always.”
-author unknown
Saturday, November 12, 2005
پا گرفتون
Friday, November 11, 2005
Next Way : Blogs DFS/BFS
:D
حالا حالاها میتونید مشغول باشید
101 Ways To Kill Your Time
۱۰۱ راه برای کشتن وقت
از اونجایی که دیدم همه مشتاقن ببینن من اینهمه online ام چه کار میکنم گفتم یه بار بنویسم که دیگه انقدر نپرسید.
اگر روز بود و من on بودم یعنی یا دانشگاهم یا شرکت (محل کار جدید) که اینترنت نامحدوده هر وقت یادم بمونه on میشم. اگر هوا تاریک بود یا جمعه بود احتمالا خونم. حالا یا حوصلم سر رفته یا اومدم یه چیزی رو نیگا کنم برم بد کارم تموم شده ولی وارد برنامه وقت کشی شدم کردمD:. در حال حاضر وقتکشی من به ۱۰۱ صورت انجام میشه گفتم این ۱۰۱ صورت رو هم بنویسم که شاید برای شما هم جالب باشه. امروز یکیشو مینویسم :
اخبارِ IT : گوگل فلان کار و کرد. فلانی بر ضد Microsoft شکایت کرد. ورژن جدید فلان برنامه اومد. برای این اخبار ۲ تا سایت خوب هست. اولیش ./ هست (همونی که از رو Blog من کپی زده قیافشو).دومیشم Digg. سایت Slashdot اخبارش توسط افراد محدودی تایید میشن و رو سایت میان. ولی جالبی این سایت بحثهایه که روی هر مقالش انجام میشه. یه مقاله که به صفحه
اول سایت بیاد ظرف چند دقیقه میبینی کلی روش نظر دادن و دعوا کردن. اما سایت Digg از یه مدل دیگه برای تهیه خبر استفاده میکنه. دمکراسی کامل . هر کاربر که ثبت نام کرده باشه میتون یه خبر رو کاندید کنه برای به صفحه اصلی اومدن. بعد یه قسمتم داره که کاندیدههای لحظه رو لیست کرده و هر کس میتونه یه رای بده که مثلا این خبر جالب بود. اگر تعداد کسایی که گفتن یه خبر جالبه اون به یه حدی برسه اون خبر به صفحه اصلی میاد. بدون دخالت دست D: .تو جفت این سایت ها میشه به اندازه نامحدود وقت کشت. ولی اگه این دو تا سایت رو گشتید و هنوز وقت دارید صبر کنید تا ۱۰۰ تا روش بعدی رو کمکم پست کنم
Thursday, November 10, 2005
CVS!
تا حالا فکر کردین چه جوری یه برنامهای رو که مثلا ۲۰ نفر با هم مینویسن چجوری با هم هماهنگ میکنن؟ مثلا من یکی میخواد رو یه تیکه برنامه طی ۱ هفته یه چیزی اضافه کنه. تو این یه هفته ۱۹ نفر دیگه میتونن در و دیوار رو نگاه کنن تا اون تیکه به برنامه اضافه شه بعد ۱ هفته ۱ نفر دیگه کارو شروع کنه و دوباره ۱۹ نفر دیگه به بر انداز کردن زوایای پنهان و جدید دیوار بپردازن. ولی معمولا از این روش استفاده نمیکنن. به جاش یه کامپیوتر میزارن که در هر لحظه آخرین نگارش برنامه رو داره. هر کی میخواد کاری رو انجام بده اخرین نگارش برنامه رو میگیره. تغییراتش رو میده و برای اون کامپیوتر میفرسته. کامپیوتر هم میبینه کجاهای برنامه عوض شده و تغییرات رو نگه داری میکنه. حالا اینا به خرابکاری من چه ربطی داره؟ قرار بود من خودم کار اون کامپیوتررو بکنم بعد یه اشتباه کوچیک باعث شد همه کارایی که من ظرف ۲ هفته کرده بودم بپره و با کدهای ۲ هفته قبل اوررایت شه! الان هر خطی که دوباره مینویسم به خودم یه فحش میدم که چرا از این برنامهها استفاده نکردم. از این برنامه ها زیاده. مثلا
CVS , Bazaar, SVN ,...
Wednesday, November 09, 2005
Miss YOU!
هر بار که میبینمت...
هر روز صبح که با زنگ گوشیم بیدار میشم...
هر بار که میخوام SMS بزنم...
هر بار که میخوام شماره بگیرم...
هر بار که عکستو میبینم...
هر بار که میبینم با یکی دیگه هستی!
هر بار که زیر یه بارونه رومانتیکم (مخصوصا وقتی که بیش از '۴۵ تو صف بودم و ۱۰۰٪ خیس شدم) و حوصلم سر رفته ...
هر بار که....
دلم برات بیشتر تنگ میشه.
اگه به زودی درست نشی و پول Google برسه یه گوشیه دیگه (احتمالا دوباره P800) میخرم.D:
Monday, November 07, 2005
Security through obscurity
Security through Obscurity یا امنیت از طریق پنهان سازی یه روشه ساده برای امن کردن برنامهاس.سیستمش هم اینطوریه که هر چیزی که نباید کسی بفهمه روقایم میکنن. این روش از نظر علمی و عملی مشکل امنیتی داره. ولی استفاده کنندگان از این روش میگن معمولا بعیده کسی مشکل یا روششون رو پیدا کنه و کارشون امنه. مثال از این کار زیاده. مثلا دیدید بعضیها یه کلید رو تو جا کفشی یا زیر پادری خونه میذارن برای وقتایی که یکی کلید نداره ...
صاحبخونه فکر میکنه خونش امنه و بعیده کسی به ذهنش اونجا برسه. ولی دزدا در چند ثانیه میتونن کلید رو پیدا کنن. برخی هم میگن که این کار عاقلانس. چون حداقل جلوی غیر حرفهایها رو میگیره. حرفهایها هم خودشون انقدر راه بلدن که این توش گمه. ولی به هر حال هیچ کس ادعا نمیکنه این روش امنه. ولی راهای دیگری هم هست. مثل گذاشتن کلید پیش همسایه (مثل .Net PassPort که البته منسوخ شد) در این مثال اگر به همسایه اعتماد داشته باشیم با اینکه اگوریتم ما معلومه ولی قابل نفوذ نیست. فقط کافیه به همسایه بگیم که کلید رو به اینا بده.
برنامههای باز متن (مثل Linux) از نظر تئوری هم نمیتونن به روش اول اتکا کنن. چون به سرعت روششون لو میره. به قوله لینوس-نویسنده هسته اولیه لینوکس- : “Many Eyes make all bugs shallow”
Saturday, November 05, 2005
Lie-10
پسره : من رسما از شما عذر خواهی میکنم.
Wiki
Friday, November 04, 2005
Lie!
Thursday, November 03, 2005
Death, Delivernce ...
آرام روی زمین نشسته بود
زندگی خرامان از کنارش می گذشت
مرگ غم آلوده از او پرسید
"ای زندگی، چرا مردم از من گریزان و به سوی تو راغب اند؟":
زندگی از حرکت باز ایستاد. لبخندی زد. سر فرو انداخت. خجالت می کشید. آهسته گفت
"چون درمن، دروغهایی زیبا و در تو حقایقی تلخ است":
و به راه خود ادامه داد
ومرگ، دیگر غمگین نبود.
Wednesday, November 02, 2005
Fruits of Joy!
وای ,نمیدونی چه حالی میده.
فکرش رو بکن !!!
آدم تو Package های Linux برنامش روببینه.
بعد تو یه جا یه شرحی از برنامش بخونه که ازش تعریف کرده.
تا اینجا که هنوز اتفاق خیلی خاصی نیافتاده همین که برناممون تو لیست برنامههای Ubuntu (یه توزیع Linux) اومده و روش برای version بعدی, برنامه ریختن خیلی حال میده. آدم خستگی از تنش در میره. اگه شما هم پایهاید کار زیاهها!!
New lOOk!
بله,بالاخره منم CSS یاد گرفتم. از اونجایی هم که سایت ' /. ' رو خیلی دوست داشتم صفحه اش رو با CSS پیاد کردم. اونقدر این سایت قدیمیه که اون موقع CSS کشف نشده بوده D: . پدرم در اومد. ولی هم CSS یاد گرفتم هم اینکه راست به چپام رو درست کردم. الان هم ساعت ۴ گذشته. دارم میمیرم! اگه در مورد پوستهُ بلاگ نظری دارید خوشحال میشم بگید بهترش کنم.
پ.س. : (p.s.:D) اگه بلاگی داری و دوست داری اسمت توLinked List ام باشه خوشحال میشم آدرسشو داشته باشم.
Tuesday, November 01, 2005
Fight ?
There are those who fail, there are those who fall,
There are those who will never win,
Then there are those who fight for the things
they believe,
And these are men like you and me!
Chris De Burge
The Snow Of New York
Monday, October 31, 2005
Khodshenasi!
اين رو از يه لينک [WARNING! EXPLICIT CONTENT:D]تو یه وبلاگ پيدا کردم. از خودم خوشم اومد!
تو می توانی ساکت و کم حرف باشی اما پشت ماسک خاموش و کم حرف تو، یک ذهن فعّال وجود دارد که به تو اجازه می دهد که همه موقعیّتها را تجزیه و تحلیل کنی و در پایان، راه حل های خلّاقانه و دور از ذهنی را انتخاب کنی! مردم عادی این تحلیلهای ذهنی تو را نمی فهمند و فکر می کنند که پنهانی مشغول دوز و کلک چیدن هستی!
به هر حال، سلیقه و اصالت، نقاط قوّت تو هستند و مردم وقتی که تو را بشناسند، به قضاوتها و تصمیماتت احترام می گذارند. و اگر یاد بگیری که فقط یک کم خوش برخورد تر باشی، می توانی رهبر بسیار خوبی باشی. تو مطمئنّاً چنین تصوّری را در همه ایجاد می کنی. فقط مطمئن شو که همه نقشه ها و دسیسه هایی که پشت پرده مشغول کار کردن روی آنها هستی، بی خطر باشند!
Sunday, October 30, 2005
Akhe To Adami!!!:D
didin mirid too ye seri site ha mikhayn login konin ye neveshtee ro kajo kolle neveshte mige typesh kon. in farsish mishe hamoon ke oon bala neveshtam:"akhe to adami"
dastan az in gharare ke ye doreee site ha ye seri siteha service haye rayegan midadan va faghat bayad sign up mikardi. bad ye seri oomadano az service haye rayegane ina sooe estefade kardan, che joori ? ye barnaame neveshtan ke miraft forme sabtenam ro automatic por mikardo submit mikard. bad ye soal be liste chizaee ke bayad por mishod ezafe shod "to adami" in soal ghablan tavvasote aghaye Turing (too automata esmesho bishtar mishnavid) be name Turing Test matrah shode bood. aya mishe computer fekr kone? aya mitoone eyne adam raftar kone. chand ta baazi ham matrah kard. maslan yekish in bood ke ye barname benevisi ke betooni bahash chat koni.bad nashe tashkhis dad ke tarafe moghabel adame ya mashin. vali sale 2000 bad az sooe estefadehaye ziad az service haye rayegan ye ravesh tarrahi shod be name captcha . alan karaye ziadi ro hack kardane ina anjam dadan va maghalate ziadi dade shode roo in masale. in barname yeki az oon barname haeeye ke mitoone kheili az raveshhaye captcha ro hack kone.
baraye taktake captcha haye site haye mokhtalef noghate zafo ghovvateshoon ro ham gofte
jalebe:D
chand kalam az khode aroos !!!
"640k [of RAM] should be enough for anybody." ~ Bill Gates
"Beware of bugs in the above code; I have only proved it correct, not tried it." ~ Donald Knuth
"The only way for Microsoft to create something that doesn't suck is for them to start manufacturing vacuums."
"PacMan is the most violent game ever. What other game teaches you to eat your enemies and eat things off the floor?"
"Computer Science is no more about computers than astronomy is about telescopes." ~ Edsger Dijkstra
"Men are from Mars. Women are from Venus. Computers are from hell."
"When faced with a problem, some people say 'Let's use AWK[ye barname bara unix].' Now they have two problems."
Thursday, October 27, 2005
مقایسه اجرای بازی در لینوکس و ویندوز یا خودآزاری مضمن!!
اولش نصب بازی توویندوز رو که احتمالا هر کودکی بلده مرور میکنیم. تو ویندوز یه سیدی بازی رو میزاری بعد معمولا یه صفحه میآد که میگه میخوای نصب کنی. کافی فقط چند تا دکمه بزنی. بعد نصب شده و حداکثرلازمه کرَکش رو کپی کنی.
حالا تو لینوکس : اول سیدی رو میزای. یه کم صبر میکنی اون صفحهِ بیاد....
ها!! اون صفحه رو با شواهد تاریخی میشه اثبات کرد که نمیاد. اگه یکم کامپیوتر بلد باشی خوب میری روعکس سیدی که رو صفحت اومده کلیک میکنی و رو فایل setup.exe کلیک میکنی. یه پنجره باز میشه میگه این فایلِ ناشناخته و عجیب رو با چه برنامهای میخواید باز کنید !!!
خوب اگه خیلی خوش شانس باشید و لینوکس مودم تون رو بشناسه میرید google و میبینید یه برنامه هست به اسم cedega که اجازه میده بازیهای Windowz در Linux اجرا شن. خوب بالاخره یه جووری دونلودش میکنید و نصبش میکنید(که خیلی هم این دو کار ساده نیستن) بعدشم میفهمی که برای اینکه 3D در لینوکس کارکنه باید یه Driver برای کارت گرافیکتون دونلود و نصب کنی.اونم معمولا نحوه نصبش تو Internet پیدا میشه و نصب میکنی. حالا با چند تا دستور ساده بازی رو نصب میکنی و اجرا میکنی. به همین سادگی. بعدشم که تونستی با هزار بدبختی بازیی رو که تو Windowz میتونستی با چند دکمه نصب کنی تو linux نصب کردی چی میگی ؟
لینوکس خداس




